تبليغاتX
...سراچه ایرانی
قند و نمک
چند ضرب المثل شیرین
توضیح:ضرب المثل هایی که در زیر میآید همگی از کتاب باارزش قند و نمک انتخاب شده است که با همت استاد جعفر شهری گردآمده و  نشر معین آنرا چاپ کرده است.

_ نه نون و پنیر غذا میشه،نه باجناق قوم م خویش.ص:597

نظر به حسادت باجناق ها به یکدیگر

       :جدای از باجناق های یگانه که از نوادر و به نادر اعتبار نمیشود،چنانچه در مقابلشان (جاری)که در فرط حسادتشان به یکدیگر گفته اند: رخت دو هوو تو یه بقچه میره ،رخت دو جاری نمیره     

_ آخوند این که پل نشد یه باره بگو راه نیس.ص:23

          :آخوندی در وصف پل صراط آن را از مو نازک تر از شمشیر تیزتز و از آتش سوزنده تر وصف کرد؛ یکی از پای منبرش برخاسته،گفت....

 

_ آدم دستپاچه دو جا میشاشه!ص:27

شتابزدگی که باعث دوباره کاری میشود.

         :به این خاطر که چون بول به دستپاچگی،نیمه تمام میماند،لازم به تمام کردن میشود.

 

_ از آب کره میگیره از گوز مردار سنگ!ص:47

نظر به حساب گری خسیس،به کسی که از هرکه و هرچه و از کمترین وجه از وجوه استفاده بکند.

         :و نیز درباره ی چنین افراد این سخن که (اگه مگس به انش بشینه،تا پتل پورت(پترزبورگ)دنبالش میکنه که دست و پاشو بلیسه.

 

_ اگه مسلمون بودی چرا شرابامو خوردی!؟،اگه ارمنی بودی چرا به خاجت ریدی!؟ص:81

          :شبی دزدی به کلیسائی زد و چون گرسنه بود اول غذاهای کشیش را که ذخیره داشت با شرابش خورد اما چون چیزی برای بردن نیافت از غیظش به سنگ قبری که بر آن نقش صلیب بود،رید و چون صبح کشیش آمد آنجا را دید و گفت....

 

_ باغ و عمارت سنه نه،بیلی کلنگی منه نه!ص:124

جملات ترکی در معنای این که باغ و عمارت از آن تو،بیل و کلنگ و زخمت آباد کردن از من...سخن مخالفین اختلاف طبقاتی،مشابه (کار کردن خر،خوردن یابو)از جمله حرفهایی از مرام بلشویکی که کم کم از بعد از جنگ بین و الملل اول در ایران پیدا شدند.

 

_ پرسید شیخ السلام خونس؟گفت شیخش هس،اما اسلامش نمیدونم.ص:183

وقوف بر احوال و مخفیات متظاهر یا متظاهرین به دین و تلبیسان،جواب واقف به نهانیات.

 

_ دختره رو مادرش برای سنگین رنگین بودن نصیحت میکرد که خونه ی شوور رفتی بالا بالا بشین،حرفای گنده گنده بزن؛رف سر بخاری نش،گف:شتر،فیل،کرگدن!ص:301

به کسی که پاسخ تعلیم و تربیت را وارانه بدهد.جاهلی که بخواهد با حرفهای نامربوط و بزرگتر از دهان خود را فاضل و دانشمند جلوه بدهد.

 

_ مث مرغ میمونه هم تو عروسی کشته میشه هم تو عزا!   ص:533

                                                                                       

حرف کسی که بار همه زحمات و مشکلات خانه یا دکان و موسسه و مثل آن به دوشش باشد.کسی که در هر زحمت و کار او را پیشقدم و سپر بلا سازند.همچنین نظر به خود که در هر اتفاق،چه عروسی و عیش وچه بیماری و مرگ و عزا باید متحمل برگزاری آن باشد.

 

_ همه رو مار میگزه ما را خرچسونه!ص:640

حرف کسی که او را امر غیر دلخواه،مثل کار و همسر و شریک و خواستگاری و همخانه ی غیر دلخواه پیش آمده باشد.

          

+ نوشته شده در چهارشنبه 2 آبان1386ساعت 21:22 توسط سینا رئوفی ایرانی |

قالب وبلاگ

Free Template Blog

Free Theme Blog

Theme & Template